تبليغاتX
بیهوده نامه
كمي ... و هزارتا چیز دیگر

هفته گذشته دالایی‌لاما رهبر بودایی‌های جهان، وارد آلمان شد. به همین مناسبت نوزده فرمان او را که در روزنامه‌های اینجا نوشته شده بود، براتون می‌نویسم:

۱. در نظر داشته باش که عشقهای بزرگ و اراده‌های سترگ، ریسکهای زیادی در پی دارند

۲. وقتی چیزی را از دست می‌دهی، بازنده نیستی، چون چیز جدیدی یاد گرفته‌ای

۳. خودت را نقد کن، از دیگران نیز انتقاد کن و مسئولیت هر کاری را که انجام داده‌ای بعهده بگیر

۴. وقتی که چیزی را می‌خواستی، بدست نیاوردی، ‌به یاد بیاور که ممکن است این از خوش‌شانسی تو بوده است

۵. قوانین را بیاموز، آنگاه می‌دانی که چه چیزی حق واقعی توست

۶. اجازه نده یک مسئله کوچک، یک دوستی بزرگ را ویران کند

۷. وقتی دریافتی که کاری را اشتباه انجام داده‌ای، بلافاصله از آن بعنوان پله‌ای برای اصلاحش استفاده کن

۸. در روز مدتی با خودت تنها باش

۹. آغوشت را برای پذیرایی از تغییرات باز کن ولی اجازه نده ارزشت را از دست بدهی

۱۰. گاهی اوقات سکوت، بهترین پاسخ است

۱۱. خوب و شریف زندگی کن. آنگاه می‌توانی در پیری به گذشته نگاهی بیندازی و از آن دوباره لذت ببری

۱۲. عشق در خانه‌ات، پایه زندگی توست

۱۳. وقتی با معشوق خود دعوا می‌کنی،‌ خودت را همیشه در موقعیت مقابل قرار بده. کدورتهای گذشته را به یاد نیاور

۱۴. دانش خود را با دیگران تقسیم کن. این راهی است برای جاودانگی

۱۵. با زمین مهربان باش

۱۶. سالی یکبار به جایی برو که تا حالا نبوده‌ای

۱۷. بهترین وابستگی آن است که در آن، عشق به یکدیگر مهمترین نیاز باشد

۱۸. موفقیتت را با این معیار بسنج که چند بار باید از آن کار منصرف می‌شدی

۱۹. عشق را به خودت متهورانه تقدیم کن

 

 راستی چرا همه ادیان دنیا یک رهبر جهانی دارن ولی ما مسلمونا نداریم؟!

 

تا بعد!!

 

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 15:1 | لینک  | 

چند تا عکس جالب دیدم، تفسیرش با خودتون:

اولی راجع به حزب دمکرات و مذهبی بودن اونا است، که حتماً ربطی به هاله نور نداره:

این یکی هم دیدار جابر روزبهانی با احمدی‌نژاد:

آخری هم از تمرین رقص باباکرم توسط رئیس‌جمهور:

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 11:34 | لینک  | 

آقا یکی جلوی این شریعتمداری رو بگیره! پاک زده به کله‌اش! خیلی وضعمون روبراه است و خودمون کم مشکل داریم، آقا ادعا کرده بحرین مال ایرانه! خیلی واسه من جالبه، ما نمیدونم ۷، ۸ تا همسایه داریم اونوقت با ۱۰تاشون مشکل داریم! میگن سنگی رو که یه دیوونه تو چاه میندازه،‌ صد تا عاقل نمی‌تونن در بیارن! حالا هی افتادیم به غلط کردن و  چه کنم کنم! وزیر خارجه می‌ره بحرین برای عذرخواهی، شریعمتداری آگهی میده که این نظر شخصی من بود و ...! حالا نمیدونم چرا این همه ترسیدیم! مگه امارات روزی ۱۰ دفعه می‌گه جزایر سه‌گانه مال اوناست، بعدش تندی می‌آد عذرخواهی می‌کنه! نکنه ما ضعیفیم و اونا قوی! چه میدونم والله!

اینم اعتراض بحرینی ها:

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 11:28 | لینک  | 

دانشجویان عزیز توجه کنید:

آيت الله مصباح يزدی بيشترين فسادهای اخلاقی را متوجه دانشگاه‌ها دانست و تاكيد كرد: مختلط بودن دانشجويان مجرد در محيط های اجتماعی و رواج سی دی ها و ابزارهايی كه از نظر اخلاقی پايه های دين را تضعيف می كند عامل اصلی اين مساله است.

خب، حالا برین خودتون رو اصلاح کنید بعدش هم توبه کنید تا به راه راست هدایت شوید!!

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 21:54 | لینک  | 

برنامه‌نويسان در پاسخ به درست كار نكردن يا خطا دادن نرم‌افزارشان، كه خيلی هم پيش می‌آيد و غالباً هم در زمان ارايه (يا همان دمو!) به مشتری، اتفاق می‌‌افتد، يكی از موارد زير را استفاده می‌كنند:

۲۰ - عجيبه!

۱۹ - قبلاً هيچ‌وقت اين‌طوری نشده بود!

۱۸ - ديروز كه درست كار می‌كرد!

۱۷ - چطور ممكنه!؟

۱۶ - بايد يه مشكل سخت‌افزاری باشه!

۱۵ - چي تايپ كردی كه خراب شد؟

۱۴ - مشكل، تو اطلاعاتيه كه وارد كردی!

۱۳ - من مدت‌هاست كه به اين ماجول دست نزدم، چرا حالا خراب شد؟

۱۲ - به نظرم آخرين نسخه رو نصب نكردی!

۱۱ - عجب تصادف عجيبی!

۱۰ - من كه نمی‌تونم همه چيز رو تست كنم!

۹ - اين كار كه نبايد باعث خطا بشه!

۸ - كار می‌كنه، فقط تست نشده!

۷ - حتما يه نفر كد رو دست زده!

۶ - ببينم، رو سيستمت ويروس‌كش داری؟

۵ - غير از اين يک خطا، مورد ديگه‌ای هم هست؟

۴ - نبايد اين نسخه رو روی اين سيستم نصب می‌كردی!

۳ - چرا اين كار رو اين جوری انجام می‌دی؟

۲ - وقتی برنامه خراب شد، كجا بودی؟

۱ - و بالاخره پاسخ شماره يك : فكر كردم قبلاً درستش كرده بودم!

برگرفته از سایت: مجله الکترونیکی سایان.

 

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 18:22 | لینک  | 

راستش آدم بعضی وقتا نمی‌دونه چی بگه. یعنی میدونین گاهی اوقات معنی لغات جابجا می‌شه! مثلاً بارها شنیدیم که دولت جدید متشکل از گروهی نخبه است. تا اونجایی که من یادم می‌آد نخبه به معنای برگزیده و انتخاب شده است و به این منظور بکار می‌رود که یک فرد نخبه وجه تمایز چشمگیری با بقیه داشته باشد. البته بر همگان واضح و مبرهن است که این وجه تمایز بسمت برتری می‌ره یعنی اصطلاحاً هرچه نخبه‌تر، بهتر!

ولی نگاه کنید در زمان حال نخبه به چه افرادی اطلاق می‌شه!

در این که فرد فوق کاملاً آدم متفاوتیه، حرفی نیست ولی آیا واقعاً نخبه است؟!

یا همین شوهر فاطمه خانم رجبی، آقای الهام. اینقدر قحط‌الرجال شده و آدم نخبه گیر نمی‌آد،‌ که ایشون باید چهار تا پست داشته باشه: وزیر دادگستری، سخنگوی دولت، عضو شورای نگهبان و رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز!

یا مثلاً نگاه کنید به دیدار بانوان نخبه با مقام معظم رهبری:

راستی واقعاً نخبه اینه که الان می‌بینیم، یا اونیه که توی فرهنگنامه‌ها و لغت‌نامه‌ها نوشته شده؟!

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 15:30 | لینک  | 

همش ۷، ۸ سالم بود که انقلاب شد. چیزی نگذشت که افتادیم در وضعیت جنگ! بگذریم از این که قبلش یکسری جنگهای خیابانی اتفاق افتاد که احتمالاً چون عقلم به این چیزا قد نمی داد، زیاد روم اثر نذاشت. در زمان جنگ که کمبود بیداد میکرد و همه چی کوپنی بود. یواش یواش بزرگتر که شدم، فشارهای جنگ هم بیشتر خودش رو نشون میداد. از طرفی باید بمبارانها رو تحمل می کردیم و از طرفی دیگر رفتن به جنگ در صورت قبول نشدن در دانشگاه. همون موقعها بود اگه اشتباه نکنم، موتوریهای حزب الله می ریختن تو شهر و موها رو کوتاه می کردن، آستین کوتاه و شلوار جین ممنوع. دانشگاه رفتنمون هم که عالمی داشت. همش از ترس حراست و بگیر و ببند، آسه برو آسه بیا! گذشت و گذشت دولتهای مختلف اومدن و رفتن. یه کمی آزادیها بیشتر و در نتیجه سطح توقعمون بیشتر شد. بماند که در همین مدت هم اتفاقات عجیب و غریب کم ندیدیم، گروههای خودسر، قتلهای زنجیره ای، ۱۸ تیر، و هر ۹ روز یک گرفتاری جدید. دولت جدید هم که اثر نهایی خودشو رو اعصاب و روان همه مون گذاشت. انرژی هسته ای، تورم، سردرگمی، نابودی اسرائیل، تحریمها، طرح امنیت اجتماعی و این آخر سری هم بنزین. این یک نمونه بود. همه آدمای ایران مثل من. دیگه فکر می کنین من و امثال من آدم معمولی و سالمی هستیم؟ همین می شه که با یک تنش عصبی ساده، مثل گرمی هوا، با هم دیگه سر هیچ و پوچ درگیر می شیم و پاچه همدیگر رو جرو واجر می کنیم. مگه یک انسان چقدر ظرفیت داره؟ تا کی خودشو میتونه کنترل کنه؟

وقتی اعلام می شه که بنزین سهمیه بندی میشه، می ریزیم تو خیابونا و برای اینکه فقط یه باک ماشین پر کنیم، یعنی حداکثر ۶۰، ۷۰ لیتر، به جون هم می افتیم و این کاملاً طبیعیه. همونطوری که گفتم دیگه ظرفیتی برامون نمونده. ولی همین عکس العمل طبیعی مردم هم باز به پای استکبار جهانی نوشته میشه و حرف از دلارهای آمریکایی به میون میاد! تا کی قراره سرمون رو زیر برف کنیم و واقعیت رو نبینیم!

دائی جان ناپلئونهای اطرافمون روز به روز دارن بیشتر میشن! اونایی که فکر می کنن همه چی زیر سر انگلیسها و قدرتهای دیگر جهانیه! با این طرز تفکر، من فکر می کنم اصلاً نیازی به عملیات نظامی بر علیه ایران نیست، ما خودمون ترتیب خودمون میدیم، به همین سادگی!

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 19:41 | لینک  | 

در مراسم روز گذشته امحای ۷۰ تن مواد مخدر، رئیس جمهور شرکت داشتند. عکس زیر از این مراسم گرفته شده است:

خواهشمندم علت گریه و زاری رئیس جمهور و فرمانده نیروی انتظامی را در این مراسم برای بنده روشن کنید، تا از سردرگمی رهایی یابم!!

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 18:12 | لینک  | 

حالا بین خودمون باشه، ولی تو که به این چیزا اعتقاد نداری و عقیده داری که دست دادن مرد با زن اجنبی ایرادی نداره، دیگه چرا بیخودی خودتو ضایع می کنی! ما که هرچی این فیلم رو بالا و پایین کردیم که متوجه مونتاژ بشیم، هیچی سر در نیاوردیم! یه بارم که شده شجاع باش و بگو ما بودیم، اشکالی داره؟

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 10:2 | لینک  | 

رئیس جمهور گفت: «برای مثال، یک قصاب شرافتمند در نزدیکی ما زندگی می کند که از همه مشکلات مردم با خبر است و از وی هم اطلاعات مهم اقتصادی را می گیرم»

در راستای سخنان رئیس جمهور در مورد چگونگی گرفتن اطلاعات از مردم، مشاورین ذیل به ایشان پیشنهاد می گردند:

داوود سبیل، قصاب محل: مشاور امور اقتصادی

عمو محمدرضا، سبزی فروش محل: مشاور امور کشاورزی

زهره کیسه کش، دلاک محل: مشاور امور زنان و خانواده

کاظم نفتی، نفت فروش محل: مشاور امور انرژی

مسعود سوپری، خواربار فروش محل: مشاور امور بازرگانی

ممدآقا، رفتگر محل: مشاور امور شهری و خدماتی

علی دی.وی.دی، سی دی فروش محل: مشاور فرهنگی و هنری

باقر سوزنی، تزریقاتچی محل: مشاور امور بهداشتی

فاطی عشوه گر، سوگلی محل: مشاور امور کنترل جمعیت

آقای فرشیدی، معلم کلاس اول آقازاده رئیس جمهور: مشاور آموزشی

ابرام لوله کش، تاسیساتی محل: مشاور امور آب و فاضلاب

پرویز سیم کش: مشاور برق

غلام آجیلی، آجیل فروش محل: مشاور امور هسته ای

 عبدالرضا شیره ای، گدای محل: مشاور امور بهزیستی

البته اگه یه نگاهی به اسم وزرا بندازیم، گمونم همینا باشن، نظر شما چیه؟!

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 9:53 | لینک  |