تبليغاتX
بیهوده نامه
كمي ... و هزارتا چیز دیگر

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 21:51 | لینک  | 

من یه سوال دارم. این آقایان محترم درس خوندن؟ اصلاً سواد دارن؟ من نمی‌فهمم وقتی وزیر مملکت یه بیت شعر رو درست نمی‌‌تونه بخونه، معنیش چیه؟ حالا اگه می‌گفتیم شعر ابوسعیدابی‌الخیر رو می‌خواسته بخونه، نتونسته، یه چیزی. ولی شعر به این معروفی رو اگه اشتباه بخونی که دیگه واویلا است. بیچاره فردوسی یکی دو روزه داره تو قبر می‌لرزه! حتماً خبر دارین راجع به چی صحبت می‌کنم. آقای الهام وزیر دادگستری و همسر فاطمه رجبی، درحین سخنانش گفته چو ایران نباشد سر من مباد!! حالا از کی تا حالا تن به سر تبدیل شده توی این شعر خدا می‌دونه!

نکته بعدی هم محرومیت تیم استقلال از بازیهای آسیایی است، که مشت محکمی بود بر دهان یاوه‌گویان و استکبار جهانی! بعلت سهل انگاری مسئولان باشگاه در دیر ارسال کردن اسامی بازیکنان، این تیم محروم شد. خدا رو شکر در سطح جهان حرف اول رو می‌زنیم و داریم برای خودمون می‌شیم قدرت هسته‌ای، ولی اصلاً بویی از نظم و انضباط نبردیم! وقتی برای آدم تاریخ تعیین می‌کنن، فکر می‌کنیم که همه آماده خدمتگذاری برای ما هستند و هروقت دلمون خواست هر کاری می‌تونیم بکنیم! جالب این که مدیر عامل استقلال فرمودند که نامه رو سر موعد ارسال کردیم ولی شاید هنوز به دست کنفدراسیون فوتبال آسیا نرسیده! احتمالاً نامه رو با چاپار یا با کبوتر فرستادن، البته!!

یه فیلم هم دیدم از رئیس‌جمهور محبوب هسته‌ای که شاهکار بود. راجع به یک دختر دبیرستانی صحبت می‌کنه که تونسته با برادر بزرگترش در خانه، انرژی هسته‌ای تولید کنه!!! الان هم لابد جزو دانشمندان هسته‌ای شده چون رئیس‌جمهور می‌گه با اسکورت می‌ره و می‌آد!!  حال می‌کنین،  نه؟!!

تا بعد!!

پ.ن: عکس تزیینی است و هیچ ارتباطی با پینوکیو ندارد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 9:37 | لینک  | 

 

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 21:6 | لینک  | 

در سردر کاروانسرايي تصوير زني به گچ کشيدند
ارباب عمايم اين خبر را از مخبر صادقي شنيدند
گفتند که واشريعتا خلق روي زن بي نقاب ديدند
آسيمه سر از درون مسجد تا سردر آن سرا دويدند
ايمان و امان به سرعت برق مي رفت که مومنين رسيدند
اين آب آورد  آن يکي خاک يک پيچه ز گل بر او بريدند
ناموس به باد رفته اي را با يک دو سه مشت گل خريدند
چون شرع نبي ازين خطر جست رفتند و به خانه آرميدند
غفلت شده بود و خلق وحشي چون شير درنده مي جهيدند
بي پيچه  زن گشاده رو  را پاچين عفاف مي دريدند
لبهاي قشنگ خوشگلش را مانند نبات مي مکيدند
بالجمله  تمام مردم شهر در بحر گناه مي تپيدند
درهاي بهشت بسته مي شد مردم همه مي جهنميدند
مي گشت قيامت آشکارا يکباره به صور مي دميدند
طير از وکرات و وحش از حجر انجم ز سپهر مي رميدند
اين است که پيش خالق و خلق طلاب علوم روسفيدند
با اين علما هنوز مردم از رونق ملک نااميدند

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 22:17 | لینک  | 

شهرمون حسابی شلوغه! همه تو حال و هوای کارناوال و به اصطلاح اینوریا Fastnacht هستند. باید می‌بودین و می‌دیدین که چیکار می‌کنن. این مسئله اصلاً پیر و جوان وزن و مرد و بزرگ و کوچک نمی‌شناسه. امروز تو قطار یه پیرمرد و پیرزن دیدم که صورتشون رو عین دلقکها رنگ کرده بودن و لباسهای عجیب و غریب پوشیده بودن! سنشون کم‌کم دو برابر من بود (یعنی یه چیزی حدود 50 سال!!). توی فروشگاههایی که این لباسها رو می‌فروشن، سوزن بندازی بالا، زمین نمیاد. توی این دو سه روز هرکسی هر کاری دلش بخواد می‌کنه و هر لباسی که بخواد می‌پوشه! شبها هم که دور هم جمع می‌شن و تا خرخره نوشیدنیهای! مختلف سر می‌کشن که چی، جشنه دیگه!! همونطوری که قبلاً گفتم این مراسم مختص شهرهای حومه راین است. ماینز، کلن و دوسلدورف معروفترین این شهرها هستن. مراسم اصلی هم دوشنبه برگزار می‌شه که گروههای مختلف رژه می‌رن و سر راهشون شکلات پرت می‌کنن. میگن اگه زبل باشی می‌تونی شکلات مصرفی چند ماه رو جمع کنی. خود اینجاییها برای جمع کردن شکلاتها از چتر استفاده می‌کنن، یعنی چتر باز رو از اونوری می‌گیرن و شکلاتهای پرت شده رو شکار می‌کنن. سعی می‌کنم تو یکی دو روز آینده از این مراسم عکس بگیرم و براتون بذارم تا با حال و هوای اینجا بیشتر آشنا بشین! چه می‌شه کرد دیگه وصف العیش، نصف العیش!!

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 19:57 | لینک  | 

روز عشق و دوستی،‌ محبت و ازخودگذشتگی، وفاداری و صمیمیت، مبارکباد!

بقول اون طنزنویس معروف، در روز عشق،‌ ۱۸ نفر در بمبگذاری زاهدان، ۴ نفر تروریست در اهواز،  ۲ شرور در کرمان و ۴ نفر شرور، کشته یا اعدام شدند! اگه روز هالوین بود چی می‌شد؟!

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 11:16 | لینک  | 

تشکر می‌کنم از یکی از خوانندگان محترم،‌ که بنده رو روشن کردن و نتیجه تحقیقات خودشون یا دوستانشون یا همفکرانشون رو برام فرستادن. شما هم اگه بخواین می‌تونین اینجا این مطلب رو بخونین و بفهمین که چرا باید نستله رو تحریم کرد! و اینکه چقدر ما کوته‌فکریم و سطحی نگر!! آخه دوست عزیز اگه نستله اومده به صندوق غرامت هولوکاست کمک کرده، ما هم باید اونو تحریم کنیم؟! اگه نستله از نخست‌وزیر اسرائیل جایزه گرفته،‌ به من و شما چه ارتباطی داره؟! اگه نستله در اسرائیل چندهزار نفر پرسنل داره، باید بریم داد بزنیم، مرگ بر نستله؟! جدی خودمونو مسخره کردیم، یا چی؟! کشورمون به علت بی‌کفایتی چند نفر، در معرض هزاران خطر عجیب و غریبه، اونوقت ما دغدغه‌های ذهنیمون چیه؟!

اگه این دلایلی که در لینک بالا ذکر شده،‌ دلایل قابل استدلالی باشه، که مطمئناً نیست، باید خیلی چیزای دیگه رو هم تحریم کرد! بس کنیم این خزعبلات رو!!

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 20:13 | لینک  | 

آقا ما که هرچی فکر کردیم ببینیم رابطه نستله با صهیونیستها چیه، نفهمیدم! یکی توضیح بده که جریان چیه! مسجدالاقصی و شیرخشک؟! اگه همینطوری پیش بریم، شاید برسیم به یکسری کشفیات مهم،‌ که تا حالا از دیده‌ها پنهان مونده،‌ مثلاً:

اهرام مصر با پستونک چیکو

برج آزادی با پوشک پمپرز

کلیسای نوتردام با نی‌نی‌لای‌لای ایون‌فلو

رئیس‌جمهور با ...!

بی‌خیال بابا، چه کاریه؟!!

تا بعد!!

پ.ن: در ضمن کلیه شایعات موجود در مورد بازگشت رو،  فعلاً تکذیب می‌کنم!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 21:58 | لینک  | 

سلام

ببخشید یه کم دیر شد، یه مدتیه سرم کمی شلوغ شده! راستشو بخواین اینقدر خبرهای عجیب و غریب می‌شنویم و چند دقیقه بعدش تکذیب می‌شه،‌ آدم نمی‌تونه دوتا کلمه بنویسه!

آمریکا برنامه حمله به ایران داره!! همه دارن تکذیب می‌کنن،‌ الا خواجه حافظ شیراز!!

لاریجانی بعلت کسالت در سمینار مونیخ شرکت نمی‌کنه! عکسشو یه ساعت بعد می‌زارن که نشسته وسط کنفرانس و زل‌زل‌ داره دوربینو نگاه می‌کنه!!

ایران تعلیق رو می‌پذیره!! رئیس جمهور یه سخنرانی بلند و بالا می‌کنه و به زمین و زمان بدوبیراه می‌گه و آخرش می‌گه مگه می‌شه از حق مسلم دست کشید!!

شایعه می‌شه رهبر انقلاب مریضه و یا فوت کرده!! هزار نفر تکذیب می‌کنن،‌ از جمله خود رهبر معظم!! اونوقت یکی دیگه می‌ره قم، می‌گه باید جانشین مناسب پیدا کرد!!

می‌گن یونگ می‌شه مربی استقلال!! مرفاوی سر و مر و گنده بازی استقلال / فجر روی نیمکت می‌شینه!!

میگن گوجه‌فرنگی گرونه!! یکی می‌گه نخورین تو چله زمستون!! اون یکی می‌گه دم خونه ما مفته!!

یکی میگه نفت سر سفره‌های مردم می‌آد!! خودش می‌گه من کی گفتم!! آخرش می‌بینی یه نفتالین هم زیر فرش مردم نذاشته!!

بازم بگم؟! با این اوضاع و احوال هرکی هرکی،‌آدم چی می‌تونه بنویسه؟!

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 0:18 | لینک  | 

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 22:24 | لینک  | 

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 19:5 | لینک  | 

این مطلب رو یکی از دوستان میل زده بود،‌ دیدم بد نیست بقیه هم بخونن:

شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب
شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگه رو مي شناسن
شهر هرت جايي است که همه بَدَن مگر اينکه خلافش ثابت بشه
شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه:‌ دوباره لاف زدي؟؟
شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند
شهر هرت جايي است که درختها علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند
شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهايشان را درمان کنند
شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر برلیان براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند
شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر
شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت
شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد
شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند
شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف
شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار كنند وپول تاکسيشونو در بيارن
شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموران امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند
شهر هرت جاييكه نصف مردمش زير خط فقرند اما سريالهاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن
شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري
شهر هرت جاييه که موسيقي حرام است حرام
شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه
شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه
شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي
شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار
شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي
شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است
شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه...
شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه
شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن
شهر هرت جايي است که رای اقلیت به اکثریت ترجیح داده می‌شود

شهر هرت جایی است که تو دانشگاهش، نماز می‌خوانند،‌ تو مسجدش نیروهای نظامی پرورش می‌دهند، مردان حکومتی از سپاهش می‌آیند و روشنفکرانش از اجتماع رانده می‌شوند

شهر هرت جایی است که هر کسی از مادرش قهر می‌کنه، ‌وبلاگ نویس می‌شه!
شهر هرت جایی است که ....
این شهر چقدر به نظرم آشناست!!

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 12:42 | لینک  | 

بخواب که دیگران بیدارند! بخواب و نگران نباش که هیچ اتفاقی نیفتاده و نمی‌افتد!!  بخواب که دشمنان هم لابد خوابیده‌اند و فرصت هست!! بخواب که کشور در امن و امان است و هیچ چیزی آنرا تهدید نمی‌کند! بخواب که ما بیداریم!! بخواب که وجدان تاریخ بیدار است! بخواب که آینده  و آیندگان در مورد خوابت و خواب دیدنت قضاوت می‌کنند! بخواب که ما بیداریم!

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 10:41 | لینک  | 

مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان    است

  • مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
    مشتري : يک کامپيوتر سفيد ...
  • مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
    مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
    مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
    مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم ...
    مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ...
  • مرکز: روی My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن.                               مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
  •  مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
    مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم .
    مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
    مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي
  •   مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم . هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه ...
  • مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم ...
    مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
    مشتري : نه.
  • مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
    مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده
  • مرکز : و الآن F8 رو بزنين .
    مشتري : کار نمي کنه .
    مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
    مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته
  • مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه .
    مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
    مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم .
    مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد .
    مشتري : باشه .
    مرکز : کيبورد با شما اومد؟
    مشتري : بله
    مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
    مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!
  • مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple ، و حرف بزرگ V مثل Victor ، و عدد 7 هست.
    مشتري : اون 7 هم باحروف بزرگه؟
  • يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه ...
    مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
    مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
    مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
    مشتري : پنج تا ستاره .
  • مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
    مشتري : Netscape
    مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
    مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer
  • مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!
  • مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
    مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
    مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
    مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟
  • مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
    مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم .
    مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
    مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟

 تا بعد

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 22:58 | لینک  | 

  • اتحادیه اروپا از تمام کشورهای دنیا خواست تا بدون تاخیر و به صورت کامل تحریم های وضع شده توسط شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران را به اجرا بگذارند.

    وزرای خارجه اتحادیه اروپا در پایان نشست خود در بروکسل، مقر این اتحادیه از تحریم های وضع شده در شورای امنیت در 23 دسامبر 2006 علیه ایران استقبال کردند.

  • يک نماينده مجلس ايران می گويد از ورود سی و هشت بازرس آژانس بين المللی انرژی اتمی به اين کشور جلوگيری شده است.

    علاءالدين بروجردی، رئيس كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس ايران، در گفتگو به خبرگزاری ايسنا، اين اقدام را 'اولين گام' در راستای مصوبه اخير مجلس برای 'ايجاد محدوديت در ارتباط با آژانس انرژی اتمی' ناميده است.

  • رئیس‌جمهور در مجلس گفت: تبليغات در برخی اثر گذاشته است و حرف‌هايی می ‌زنند كه من تعجب می ‌كنم؛ [گفته مي شود] «آقا جنگ است» ... اين حرف ‌ها كدام است؟ آن‌ها كه هميشه در دنيا دم از جنگ می ‌زدند امروز در مقابل ايران جا زده ‌اند و جرات نمی ‌كنند از اين حرف‌ها بزنند."

  • دولت عراق سفیر آن کشور در ایران را به بغداد فراخواند و مرز شلمچه از سوی عراق بسته شد.

  • با نزديک شدن دومين ناو هواپيما بر امريکا به خليج فارس، ايران از آزمايش موشک هاي کوتاه برد خود خبرداده است.

  • جابجايي هاي نظامي وخطر حمله نظامي درحالي به اشکال مختلفي طي روزهاي گذشته مطرح شده که محسني اژه اي وزير اطلاعات نيزاحتمال چنين رويدادي را منتفي ندانسته است. او درگفت وگويي با ايسنا گفته است:" دشمنان جمهوري اسلامي هميشه سعي مي‌كنند از بسترهاي موجود عليه نظام استفاده كنند و اين امر خيلي دور از انتظار نيست، اما ما هم بايد هوشيار باشيم و اجازه ندهيم دشمن از بسترها استفاده كنند."

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 22:34 | لینک  | 

اون اوائل که این دوستمون اومده بود، همه می‌گفتن قراره اسم اتوبان جدید تهران - شمال بشه اتوبان شهید احمدی‌نژاد. ولی اینقدر شیطنت کرد و سربالایی رودخونه رو شنا کرد،‌ یه کوچه قراضه نصیبش شد!! حالا اگه بیشتر لفتش بده،‌ شاید همین کوچه رو هم ازش گرفتن و فقط یه سطل زباله به نامش کردن!! از ما گفتن!!

تا بعد!!

پ.ن: امیدخان،‌ بازم مرسی!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 19:37 | لینک  | 

جاتون خالی روز پنجشنبه اینجا یه طوفانی اومد که سرعتش حداکثر در بعضی جاها رسید به ۲۰۰ کیلومتر در ساعت! اونی هم که در عنوان اومده اسمشه! (فکر بد بسرتون نزنه، کوریل خونده می‌شه!!)قبل از این که شروع بشه،‌ تو رادیو و تلویزیون مرتب می‌گفتن که خیلی مواظب باشین، چون شاخه درختها می‌شکنه می‌افته رو سرتون و یهو دیدین سقف خونه‌ای،‌ چیزی کنده شد خورد تو ملاج مبارک!!

خلاصه جونم براتون بگه،‌ طوفان با اون عظمتش اومد و تقریباً سفرهای راه دور با قطار رو از کار انداخت! چند تا بدبخت هم خونه و ماشینشون خراب شد و چند تا بدشانس هم واقعاً یه چیزایی افتاد رو سرشون و مردن.

 از همه عجیب‌تر اینکه در ایستگاه اصلی قطار برلین که هنوز یک سال از افتتاحش نگذشته و کلی هم بخاطرش پز داده بودن و بخاطر جام‌جهانی درستش کرده بودن،‌ یه تیکه تیرآهن بی‌زبون از اون بالا افتاد پایین ولی خداروشکر تو سر کسی نخورد. بعد که با رئیس اونجا مصاحبه کردن،‌ گفت که این تیرآهن عظیم‌الجثه به هیچ جایی بند نبوده، نه پیچی، نه جوشی، هیچی!!

حالا هی برین بگین ایرانیا فلان،‌ ایرانیا بهمان!! آلمانیا هم که مثل خودمونن!!

تا بعد!!

نوشته شده توسط مسعود تهرانی در ساعت 19:16 | لینک  |