شادیهایم را، بازیهای کودکانه ام را فیلتر میکنی
عشقم را، زندگیم را، دوست داشتنم را فیلتر میکنی
دوستیهایم را،محبتهایم را فیلتر میکنی
نگاهم را، افکارم را، زبانم را، لبخندم را فیلتر میکنی
تلاشم را، زندگیم را، حتی لبخندم را فیلتر میکنی
لبخند میزنم و میروم، و تو هنوز فیلتر میکنی،
من میروم و ...
این تویی که فیلتر میشوی!
تا بعد!!
بهمنانه: http://bahman.wordpress.com
حاضرجوابی یک هنر است. امتیازی است که فرد حاضرجواب را از دیگران متمایز می کند و به او توانائی بالاتری در کار می دهد. این امتیاز در عالم سیاست گوئی مشهودتر و لازم تر است. حاضرجوابی ها بعضی اوقات به پهنای تاریخ باقی خواهند ماند.
یکی از حاضرجوابهای تاریخ وینستون چرچیل بوده است. او در سال 1900 وارد مجلس عوام انگلیس شد و 40 سال بعد به نخست وزیری بریتانیا رسید. نقل است که در زمان زمامداری او روزی حزب اپوزیسیون طرحی را به مجلس آورده بود که حزب حاکم با آن خیلی مخالف بود. وقتی بحثها در مجلس به اوج خود رسید ناگهان زنی خطاب به چرچیل با حرص فریاد زد: "اگر من زنت بودم به تو سم می خوراندم" بلافاصله چرچیل پاسخ داد: " اگر تو زن من بودی من آن زهر را می خوردم"!!
چندی پیش خانم اعظم طالقانی –دختر مرحوم آیت الله طالقانی- یک نامه انتقادی منتشر کرده بود که مورد توجه اصحاب سیاست قرار گرفته بود. شنیدم در جلسه ای یکی از آقایان با کنایه به ایشان گفته بود که نامه مردانه ای نوشته اید! خانم طالقانی پاسخ می دهد شما هم می توانید نامه مردانه بنویسید. طرف پاسخ می دهد من هم اگر فرزند آقای طالقانی بودم می نوشتم. خانم طالقانی بلافاصله جواب می دهد: "شما بنویسید، خود آقای طالقانی خواهید شد"!
تا بعد!!
دیگه یواش یواش اسممون رو هم فکر کنم عوض کنیم! آخه وقتی همه دنیا دارن میشن مثل ما، دیگه ما که نباید خودمون رو گم کنیم! اصلاً بیاین یه کاری بکنیم، همه امون اسمون رو بزاریم، احمدی نژاد، قبل از اینکه بقیه دنیا اینکارو بکنن! یه وقت دیدین عقب افتادیم و این خارجیای بی دین، دیگه نذاشتن ما احمدی نژاد بشیم ها!
رئیس جمهور فرمودند: ماموريت ملت ما در اين حركت عمومي بسيار سنگين است، ما وظيفه داريم به خواست مردمان جهان سرعت بخشيم و به عنوان الگو، جامعه طيبه اسلامي را برپا سازيم. رييس جمهور اضافه کرد که در جهان از کارهاي دولت وي "الگوبرداري" مي شود و دنيا به سمت احمدي نژادي شدن درحال حرکت است.
یه همچین رئیس جمهوری لایق تقدیره، اونم با این لوح! مگه نه؟!

تا بعد!!
آقا تبریک! مشکلاتمون حل شد! دیگه همه دنیا باید بیان فارسی یاد بگیرن! چقدر ماها بریم این زبونهای اجق وجق انگلیسی، فرانسوی، آلمانی یا اسپانیایی و ... رو یاد بگیریم؟! دیگه آسیاب به نوبت! همه اتون باید بیاین بیفتین به پاهای ما با عز و التماس ازمون بخواین که دو کلمه فارسی یادتون بدیم! حالا تا ببینیم حوصله داریم یا نه!
لابد میگین چرا این حرفا رو میزنم؟! یکی از مقامات بلند پایه مملکت گفته:
تا پنجاه سال آينده اين مملكت محور مسایل علمی و دانش نوین است. هرکس روزی بخواهد پیشرفت علمی داشته باشد، باید با یادگیری زبان و ادبیات فارسی، از متون و مقالات علمی فارسی استفاده کند. انرژی هسته ای سرنوشت ساز برای آینده مملکت است. دشمنان قسم خورده نظام می خواستند باتحقق نیافتن خواسته مردم ایران، آینده مملکت را عقب انداخته و در دست خودشان بگیرند که با صلابت رهبر معظم انقلاب و فعالیت دانشمندان جوان ایرانی کار به سرعت در حال پیشرفت است. نتیجه این توفعات باعث شده است که دشمن حتی جرات حرکت آشوبگرانه را نداشته باشد و کار را با راههایی نظیر تحریم دنبال کند که این همه نتیجه انتخاب یک رهبر مقتدر توسط مجلس خبرگان بوده است.
تا بعد!!
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :
پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت،
John
پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.
تا بعد!!
راستش تصمیم گرفتم یک جابجایی انجام بدم. مقالات تخصصی رو (اگه اسمشو بشه گذاشت تخصصی!) منتقل کردم به سایت دیموکامپیوتکس و دیگه اینجا حرفای مزخرف خودمو میزنم!! یک مقاله هم به تازگی گذاشتم اونجا در رابطه با Data Warehouse.
تا بعد!!

تا بعد!!
انتخاب: دکتر جاسبي در حاشيه اين مراسم از روساي دانشگاه آزاد خواست که براي مطرح کردن مشکلات واحدها با روساي مناطق ديدار کنند زيرا بايد کم کم دانشگاه آزاد اسلامي بدون دکتر جاسبي را تمرين کنند.
عمیقاً متاثر شدم! اصلاً باورم نمیشه که بشه اسم دانشگاه آزاد رو بدون جاسبی شنید! اصلاً انگار این دو پیوندی آسمانی داشتند! ولی خب چه میشه کرد، باید یواش یواش عادت کرد! یه شعر قدیمی میگه:
نردبان این جهان ما و منی است عاقبت این نردبان بشکستنی است
میز و ریاست دائمی نیست و همیشه نمیشه اون بالا نشست. یعنی اگه اینطوری بود ریاست هیچوقت به کسان دیگه نمی رسید!
بعضی وقتها اتفاقای جالبی می افته که باعث میشه آدم به تقدیر و سرنوشت اعتقاد پیدا کنه! من هیچوقت فکر نمیکردم که بشه جاسبی رو از جاش تکون داد، اینقدر که پشتش محکم بود. ولی، عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد، همینجا معنا پیدا میکنه! گو اینکه فکر نکنم رئیس جدید، آش دهانسوزی باشه، اگه بخواد مثل روسای بقیه دانشگاهها باشه!
تا بعد!!
به به! مبارکه! جشن جدید داره اعلام میشه و بزودی ایران خودکفا میشه! درود به ایران و ایرانی!

اصلاً چرا همه باید داشته باشن و ما نداشته باشیم؟ مگه ما چیمون از بقیه کمتره؟! (چند روز قبل توی روزنامه خوندم که دولت آلمان تصمیم گرفته، بعضی از نیروگاههای اتمی خودش رو تعطیل کنه! حتماً چشمام اشتباه دیده!!) وقتی بعضی از کشورهای استعمارگر (لابد مثل کره شمالی و پاکستان!) انرژی هسته ای رو در اختیار خود گرفته اند و میخوان خواسته های خودشون رو به دیگر کشورها تحمیل کنن و نمیخوان بقیه ملتها پیشرفت کنن، ما به کوری چشمشون هم که شده، میریم بسوی هسته ای شدن!
راستی شنیدم قراره بزودی پیامی از طرف رئیس جمهور، به مردم آمریکا فرستاده بشه، آخه همشون گوش بزنگ نشستن و منتظر این پیام هستن! میخواستم یادآوری کنم که این پیام حتماً به زبان فارسی باشه تا همه جهانیان بفهمند!! آخه مردم دنیا فقط فارسی میفهمن و بس!! دروغ نمیگیم بخدا! رئیس جمهور در جمع مردم کردستان گفته: شما با زبان كردی حق ایران در دستیابی به انرژی هستهای را فریاد زدید و اكنون از شما میخواهم این شعار را به زبان فارسی فریاد بزنید تا جهانیان بفهمند.
دیدین گفتم، جهانیان فقط فارسی میفهمن!! رئیس جمهور بیشتر میفهمه یا شماها؟!
تا بعد!!
من همیشه پیش خودم فکر میکردم که آدم وقتی یه مقامی پیدا میکنه یا یه جایی میشینه که آدمای دیگه بهش نگاه میکنن و ممکنه یه جورایی سرمشق دیگران بشه، باید یه خرده بیشتر ملاحظه کنه و مراقب رفتارش باشه! فرقی نمیکنه که کی باشی، ممکنه پدر باشی و سرمشق بچه ات باشی، معلم باشی الگوی شاگردات باشی یا در ابعاد بزرگتر رئیس جمهور باشی و نمونه ملت!
آخه باباجون! هروقت میخوای حرفی بزنی، اول راجع بهش فکر کنی، یه کم جملاتت رو صحیحتر کنی، یه رنگ و لعابی سرش بکشی، اشکالی داره؟ اصلاً کجای علم اخلاق و توصیه های دینی ما گفتن که هرچی شلخته تر بهتر؟ راجع به چیزی که میخوای بگی قبلش مطالعه کنی، آسمون خدا زمین میاد؟ هر بار که حرف میزنی یا مصاحبه میکنی ... اصلاً هیچی خودتون بخونین:
... با بيان اينكه در پي سياستهاي دولت آمريكا، اين كشور در دنيا تحقير شده است، گفت: البته سياستهاي دولت آمريكا ربطي به مردم آمريكا ندارد. زيرا تلفنهاي شخصي مردم آمريكا شنود ميشود و در مورد آنها سانسور اعمال ميشود.
... خطاب به دمكراتها گفت: نصيحت ميكنم كه حواسشان باشد اگر همان اقدامات را دنبال كنند به همان سرنوشت دچار خواهند شد. چون سيلي ملتها، سيلي آبداري خواهد بود.
... بر ايجاد شور و نشاط در جامعه تاكيد كرد و افزود: متاسفانه ساختار اداري جامعه ما روان نيست بلكه نيازمند رفع گره و خيلي جاها نيازمند هل دادن است.
... در پاسخ گفت: منظور، جشن تثبيت حق هستهاي ملت ايران است و گرنه حالا حالاها بايد مجتمعهاي توليد سوخت را ادامه دهيم، تا به چرخه سوخت يك نيروگاه برسيم.
... در آنجا گفتم شعاري كه با عنوان دو بچه كافي است مطرح شده غلط است و دليل آن روشن است. ما قصد داشتيم توانمنديهاي كشور را اثبات كنيم وگفتيم نبايد در ۶۷ميليون نفر درجا بزنيم، اما اين خبر را برخي نفهميدند و خبر را جعل كردند. در حالي كه سوال دقيق و عالمانه بود!!
... ادامه داد: ديگران كه رقيب ما هستند براي افزايش جمعيت جايزه ميدهند، اما به ما ميگويند كنترل كنيد. كشورهاي قدرتمند جهان پرجمعيت هستند. خيلي كشورها پيشرفته هستند، اما قدرتمند نيستند. يكي از فاكتورهاي قدرت در مناسبات جهاني جمعيت است!!
... تصریح کرد که ملت ایران این روزها در دنیا بسیار محبوب و مشهور است و تمام افکار عمومی دنیا طرفدار ایران هستند!!
تا بعد!!

این عکس در آخرین ماموریت سفینه کلمبیا، در یک هوای کاملاٌ صاف گرفته شده. این تصویر قسمتهایی از اروپا و آفریقا رو نشون میده که خورشید در اونجا در حال غروبه! نقاط نورانی در قسمت شب عکس، چراغها هستند. قسمت بالای آفریقا، صحرای آفریقا است. دقت کنید که چراغها مربوط به کشورهای فرانسه، اسپانیا و هلند است ولی در ایرلند و انگلیس هنوز نور خورشید وجود داره! و دریای مدیترانه در تاریکی فرو رفته!
در وسط اقیانوس آتلانتیک جزایر Azores رو میتونید ببینید و درسمت راست اونها جزایر Maderia قابل رویته! و یه کمی پایینتر از اون جزایر قناریه!
دقت کنید که صحرای آفریقا اونقدر بزرگه که در آن واحد میتونید توش شب و روز رو با هم ببینید ولی از اون ارتفاع!!
در بالای عکس سمت چپ گرینلند رو می بینین که پوشیده از یخه!! قدرته خدا!!
تا بعد!!
آفتاب: پروژه جداسازی اتاقهای کارمندان زن و مرد سازمان تامین اجتماعی، کلید خورد. «اکبر عباسی ملکی» معاون اداری و مالی سازمان تامین اجتماعی در نامهای به مدیران این سازمان دستور داد تا هر چه سریعتر نسبت به «جابهجایی و جداسازی اتاقهای مختلط» این سازمان به منظور حفظ شئونات اسلامی، اقدام شود. در این بخشنامه که به شماره 78324 و در تاریخ 15 آبان جاری نوشته شده، تصریح شده است که مسئولان ذیربط سازمان تامین اجتماعی به منظور حفظ شئونات اسلامی، سریعاً نسبت به جداسازی اتاقهای مختلط کارمندان اقدام نمایند.
نظرتون چیه؟!
تا بعد!!
آلمان پنج فصل دارد! فصل پنجم فصل جشنها و پارتیها است.این جشنها فاشینگ (Fasching) نام دارند. فصل جشن از چهارشنبه خاکستری (Achermittwoch) شروع میشه. مردم از بعدازظهر روز قبل از جشن میهمانیهای بزرگی میگیرن و حسابی دلی از عزا درمیارن، یه بخور بخور حسابی! به این شب میگن شب جشن (Fastnacht). خب حالا ریشه این جشنها از کجا اومده.
حدود دوهزار سال قبل، مردم به خدایان افسانه ای اعتقاد داشتند. این خدایان فصلها را در اختیار داشنتند. بعضی از این خدایان مسئول زمستان بودند. گاهی اوقات مردم از زمستان سرد و تاریک و طولانی خسته میشدند و فکر میکردند که باید بطریقی از شر آن راحت شوند ولی چه جوری؟ یکی باید با خدایان زمستان بجنگه، اگر خدایان شکست بخورند، زمستان هم خواهد رفت! پس باید به روشی این خدایان را ترسوند. لباسهای زشت و ترسناک میپوشیدن و رقص جنگ میکردند و از خودشان سرو صدا در میآوردن. البته این یکی از ریشه های این جشنها است.
یه داستان دیگه میگه در آغاز قرن نوزدهم، دخالت در سیاست توسط مردم ممنوع بوده. منطقه غرب رود راین توسط فرانسویها اشغال شده بوده و اونا به مردم آلمان اجازه دخالت در سیاست رو نمی دادن. کنتها و دوکهای ایالتهای اون موقع آلمان که بیش از 39 ایالت بوده، تحمل چنین وضعیتی رو نداشتن و مردم بدنبال راهی میگشتن که از طریق اون مخالفت سیاسی خودشون رو اعلام کنند. در اون زمان تشکیل کلوپهای ادبی و سنتی مجاز بوده و مردم سعی میکردن که از طریق این کلوپها، نظراتشون رو بصورت غیرمستقیم اعلام کنند. کلوپها با برپایی جشنها و برگزاری سخنرانیهای هجوآمیز در راستای این اهداف حرکت میکردن. گاهی اوقات هم این کلوپها کارناوال راه می انداختن و در این کارناوالها از کاریکاتورهایی استفاده میکردن که غیرمستقیم امور سیاسی رو هدف میگرفت.


فاشینگ در یک سه شنبه به اوج خودش میرسه. جشنی که توی اون مردم لباسهای عجیب و غریب میپوشن و تو خیابونا رژه میرن. جشن معمولاً از یک اصطلاحاً پنجشنبه کثیف شروع میشه. توی این روز کلید طلایی شهر دست خانوما است و تا روز چهارشنبه خاکستری شهر بر اساس قانون خانوما اداره میشه!!
کراوات یکی از نشانه های آقایونه. در پنجشنبه کثیف خانوما قیچی بدست توی شهر میگردن و کراوات آقایون رو می برند! از این پنجشنبه تا دوشنبه بعدش (Rosenmontag) یا دوشنبه گل سرخ، روزهای جشنه! بعضیا تمام طول هفته رو در پارتی بسر میبرن، یعنی دائماً از یک پارتی به پارتی دیگه میرن! تمام بارها، رستورانها و کلوپها به این مناسبت تزئین میشن.

دو آخر هفته قبل از دوشنبه گل سرخ، روزهای رژه و کارناواله! در خیلی از شهرها میشه این کارناوالها رو دید ولی این مسئله در شهرهای کنار رود راین مثل کلن، دوسلدورف و ماینز بیشتر بچشم میخوره!
حالا همه این حرفا رو گفتم که بگم از امروز (یا بهتره بگم دیروز) که یازدهمین روز یازدهمین ماه ساله (یازده نوامبر)، این جشنها شروع میشه و تا حدود دو ماه هم طول میکشه!
تا بعد!!
خبر كوتاه بود، اما جذاب و پراهميت: "مهتاب كرامتي به عنوان سفير حسن نيت يونيسف، انتخاب شد." فعلا كاري به اين بخش خبر ندارم كه خانم سفير قراره، چه كارهايي انجام بده. خبر وقتي جذاب تر ميشه كه به معيارهاي نماينده يونيسف (اداره علمي- فرهنگي سازمان ملل) براي انتخاب اين بازيگر توجه كنيم: ما به دنبال كسي مي گشتيم كه از اعتبار اجتماعي و حرفه اي خوبي برخوردار باشد و مردم او را به عنوان شخصيتي مشهور بشناسند.

شخصيت مشهور، تا چند سال پيش، "علي دايي" بود، يعني از سال 1997 تا 1999، يك بازيكن فوتبال در ايران، اين عنوان را يدك مي كشيد، ولي از شهريور ماه امسال تا دو سال بعد، بازيگري از سينماي ايران، مامور اجراي اقدامات بشردوستانه يونيسف شده است.
مهتاب كرامتي در مسيري قرار گرفته كه پيش از او، بازيگران و فوتباليست هايي چون "جكي چان"، "رابين ويليامز"، "آميتا باچان"، "آنجلينا جولي"، "رابرت دنيرو" و "ديويد بكهام"، اون رو پيموده اند. اين افراد محبوب حالا به دنياي واحدي وارد شده اند كه هيچ ارتباطي با مستطيل سبز فوتبال و پرده نقره اي سينما نداره. در حال حاضر يونيسف در سطح جهان،دویست نفر سفير حسن نيت داره كه كرامتي هم از اعضاي اين قافله مهر و دوستي است.
من میگم حالا چی میشد، دوستمون، بجای رئیس جمهور، میشد سفیر حسن نیت یونیسف! تفاوت چندانی که ندارن هیچ، واجد صلاحیت یونیسف هم هست!!
تا بعد!!
مثل این که وبلاگم کم کم داره رنگ و بوی سیاسی میگیره، ولی نه من آدم سیاسی هستم و نه از سیاست سر در میارم! بنابراین اصلاً درست نیست که در رابطه با چیزی که نمیدونم، حرف بزنم!
ولی ... ولی آخه شماها خودتون ببینین طرف اینقدر کارهای خوب میکنه که نمیتونم خوشحالیمو پنهان کنم!در سایت انتخاب (که احتمالاً توی ایران فیلتر شده) نوشته شده:
رئیس جمهور در همايش ساليانه دانش پژوهان نخبه در تهران، شرکت کرده و در انتهای جلسه يكي از نوجوانان حاضر دراين مراسم از احمدي نژاد درخواست كرد كه كاپشن خود را به وي دهد، احمدي نژاد نيز بلافاصله كاپشن خود را از تن درآورده و به آن نوجوان هديه كرد!

چی بگم! اصلاً بی خیال! یادش بخیر خاتمی! راستی عکس زیر رو دیدین؟

تا بعد!!
آقا این رئیس جمهور رو باید طلا بگیرن! ببینین چقدر نازه و مهربون! چقدر به فکر بر و بچه های دانشگاه آزاد است. اصلاً چه معنی داره که دانشگاه آزاد هر سال شهریه رو گرون کنه! مگه ما تو کشورمون تورم داریم؟! این آخر کلاهبرداریه، بنظر من! اصلاً این آقای جاسبی دکون وا کرده انگار! از شوخی بگذریم، این امر که شهریه دانشگاه آزاد بالاست و خیلیها قدرت پرداخت اونو ندارن، کاملاً درسته! ولی این حرفایی هم که گهگداری زده میشه در ارتباط با اقدام انقلابی در کاهش شهریه و از این دست حرفا، اگه عوامفریبی نباشه، شعاری بیش نیست! فکرشو بکنین، دم انتخابات اگه نصف بروبچه های دانشگاه آزاد و فک و فامیلاشون به جناح طرفدار دولت رای بدن، خوب معلومه که بقیه کلاهشون پس معرکه است!
این هم اصل خبر:
امسال نيز همچون سال گذشته بحث شهريه دانشگاه آزاد آنقدر بالا گرفت كه رئيس جمهور مجبور به دخالت شد، محمود احمدي نژاد چند روز قبل در جمع مردم پاكدشت با تاكيد بر اينكه اگر دانشگاه آزاد در سال جاري شهريههاي خود را كاهش ندهد، تصميم انقلابي در اين خصوص اتخاذ خواهيم كرد، به دخالت سال گذشته خود در تعيين ميزان شهريه اين دانشگاه اشاره كرده و اظهار كرد: شنيدهام امسال دانشگاه آزاد شهريههاي خود را افزايش داده است، اگر اين دانشگاه شهريهها را كاهش ندهد با تصميم انقلابي ما همه ملت خوشحال خواهند شد.
تا بعد!!
این اصلاً منصفانه نیست! همه چیمون باید با این فرنگیا فرق داشته باشه! ساعت ۵ بعدازظهر هوا تاریک میشه! یعنی که همه مثل مرغ میرن خونه و شب بخیر!! حالا خوبه اینجا یه شهر دانشجویی و تعداد جووناش از پیراش بیشتره. وای به حال اونجاهایی که دانشگاهی چیزی توش نداره!
امروز تو کلاس صحبت فرهنگ و آداب مردم کشورهای مختلف بود! قربونش برم این رئیس جمهورمون هم که برای ما آبرو نذاشته، هرجا میریم میگن ایرانی هستی؟ احمدی نژاد فلان حرف رو زده! تا میای راجع فرهنگ اصیل ایرانی صحبت کنی و تمدن ۲۵۰۰ ساله رو به رخشون بکشی، میرن سراغ بمب اتمی و هسته ای! گو اینکه خیلی از این آلمانیا یه جورایی از اون دفاع میکنن و یواشکی میگن: طرف بد هم نمیگه ها!!
خلاصه امروز میخواستم یه عکس درست و حسابی پیدا کنم، ببرم سر کلاس، ولی نتونستم! راستی چرا همه عکسهاش مورد داره؟! مثلاً اینو ببینین:
تا بعد!!

ایران، افغانستان، روسیه، اوکراین، یونان، آمریکا، ویتنام، ترکیه و کامبوج! حتماً میپرسین این کشورها چه ربطی به هم دارن! راستش همکلاسهای من در کلاس زبان، از این کشورهایی هستند که نام بردم! رنگ و وارنگ، سیاه و سفید، چشم تنگ و چشم گشاد! فکرشو بکنین! گفتگوی تمدنهای واقعی اینجا داره انجام میشه!
امروز صحبت راجع به حرکات دست بود و اینکه با دست میشه چه مفهومی رو منتقل کرد. تفاوتهای اساسی وجود دارد بین ملیتها و فرهنگهای مختلف. علامتی که در یک جا به معنی موفقیت و پیروزی است در جای دیگه یک فحش آبدار بحساب میاد!
یا مثلاً وقتی دو نفر دارن با هم صحبت میکنن، توی آمریکا فاصله اشون باید حداقل ۵۰ سانت باشه در حالی که همین فاصله در کشورهای اروپای غربی به ۱۰ سانت هم ممکنه برسه! یا مثلاً اینکه وقتی یک خانم با یک آقا صحبت میکنه، ادب حکم میکنه که حتماً به چشم طرف مقابل نگاه کرد، در حالی که در خیلی از کشورهای اسلامی در این موقع باید به همه جا نگاه کرد غیر از چشم طرف مقابل!! (نمونه اشو تو کشور خودمون هم بارها دیدیم!)

نکته مهم اینحا است که آدم موقعیت شناس باشه و در موقع مناسب عمل درست رو انجام بده، در غیر اینصورت ممکنه با انجام یک عمل، سوءتفاهمی رو ایجاد کنه که نشه به این زودیها برطرفش کرد!
تا بعد!!
امروز داشتم خبرهای ایران رو مرور میکردم، یه خبر قدیمی دیدم، برام جالب بود، بدون هیچ توضیح اضافی بخونیدش خالی از لطف نیست:
آفتاب: يكي از وزراي كابينه احمدي نژاد، در جمع مسئولان سازمان بهزيستي خواستار آن شده كه روابط جنسي زوج و زوجه در ساعات معيني باشد تا مطابق آيات و روايات، معلوليتها كاهش پيدا كند.
خبرنگار یک سایت كه اين خبر را از جلسه مذكور مخابره كرده مي نويسد: وي در سخنراني خود، جلوگيري از ايجاد معلوليت و بيماري را مقدم بر درمان دانست و گفت در صورت رعايت آيات و روايات در اين زمينه، درصد معلوليتها كاهش مي يابد.
وي در اين جلسه رسمي كه بانوان نيز شركت داشتند به روايتي اشاره كرد كه اعمال جنسي زن و مرد در چه ساعاتي از شب صورت پذيرد كه فرزندان سالمي حاصل شود.
گزارش مي افزايد برخي از حاضران با تعجب نگاه خود را به زير انداخته و برخي از خجالت، سرخ شده بودند. وي داراي ليسانس رياضيات و فوق ليسانس مهندسي صنايع است.
تا بعد!!
چقدر بعضی از آدمها حقیرند و پست! چرا باید بین ما انسانها (اگر خودمون رو انسان بنامیم) اینگونه افرادی پیدا شوند که وجدانشون رو به پشیزی میفروشند. برای منفعت طلبی، انتقام یا هر صفت رذیله دیگه ای با آبروی دیگران بازی میکنند. راستی فکر میکنید چرا بدون هراس و ترس از عاقبت کارمون، عملی رو انجام میدیم که دیگری رو به لجن بکشیم تا بلکه چند روزی از سرمستی این باده به بخود ببالیم. چه چیزی رو میخوایم ثابت کنیم؟ از دین و مذهب نمیگم که چقدر راجع به این مسائل توش تاکید شده (که فکر میکنم مهمترین هدف همه ادیان، حداقل احترام به دیگران است)، ولی وجدانمون کجا رفته! توی این دو سه هفته گذشته توی خیلی از وبلاگها لینک این فیلم بی ارزش رو دیدم. بی ارزش به معنای واقعی ارزش! مراسم بخاکسپاری ارزشها!! با این دختر بدبخت کاری کردند که شاید اثرش مدتها باقی بمونه. با شایعاتی که براش درست کردند، اونو بارها کشتند و اعدام کردند. یک لحظه، فقط یک لحظه خودمونو بجای اون بذاریم، میتونیم تحمل کنیم؟ بعیده! از حد تصورمون هم فراتره که این بار رو حتی برای یک لحظه بدوش بکشیم!
بدا به حال کسانی که این آتش رو بپا کردن و بدتر به حال کسانی که این آتش رو گستراندند!
خدا خودش کمکش کنه و اونو از این باتلاق به سلامت رد کنه! آمین!
تا بعد!
